تبليغاتX
میرحسین موسوی
شکارگاه دل
 
   
     
 
 
 

واقعا حیفم امد این اهنگ رو نذارم . خوراک غم دل عاشقاست. بگیرین اگر بد بود هر چی خواستین بگین.

 برای سرعت بیشتر روی قسمت دانلود راست کلیک کنید و گزینه

Save Target As

 را انتخاب کنید. 

دانلود اهنگ 

 

و این هم یه تک اهنگ از کامران و هومن به نام اگه من نباشم.

اینم مثل کار های دیگه کامران و هومن زیبا و واقعا تکه .

من که خیلی خوشم امد .

تك آهنگ جديد كامران و هومن

دانلود اهنگ

 

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
 
کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم....
 

باورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند....
  
کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم....
 
 
کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم.... ای کاش ، کاش ، کاش...
  
دلم بدجور هوای تو را کرده هست عزیزم... دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست ای
 
بهترینم....
 
باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا میکند
 
 و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا میکند ، امواج تنهایی مثل  
 
خنجر در قلبهایمان مینشیند ....
 
 
و ای کاش در کنارم بودی ... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی
 
میکردی....
  
باورم نمیشد ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا
  
در این دنیا تنهای تنهایم .... بی کس ، بی نفس ، میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای
  
 که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است....
 
 کاش که تو در کنارم بودی....آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم....
 

سخت است ولی باید نشست در گوشه ای و گریست و انتظار کشید تا تو به سوی من
 
بیایی...

و ای کاش تو در کنارم بودی ، باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ، دلم 
 
 بدجور برای تو تنگ است ... باورم نمیشود که رفته ای....

 

 


 

سلام بهانه من برای زندگی ....
دلت تنگ است ..... می دانم !!
قلبت شکسته است ..... می دانم !!
دوری برایت سخت است ...... می دانم !
اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...
بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....
و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!
بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....
اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...
گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...
بیا و درد دلت را به من بگو...
و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم...!
با گریه خودت را ارام نکن....
گریه نکن که اشکهایت مرا نا ارامتر می کند..
گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند....
گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم..
می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم ..
ای عزیزم ...
ای زندگی ام ....
ای عشقم .....
اینها تمام حرفهایی بود که در اوج دلتنگی با دل نا ارام خود ارام ارام گریستم...
برای دلی که هنوز در نبود تو ....
و ارام ... ارام می میرد...!
باور کن بغض راه گلویم را بسته است....
اما گریه نمی کنم...
می خواهم برایت فقط بنویسم...
اما تو بگو بهانه ام ...
می خواهم به یاد گذشته .... اما اینبار با دستانی سرد اشکهای گونه هایت را پاک کنم ( به یاد روزهای از دست رفته )
بهانه ام :
بیا و دستهایت را در دستهایی بی روجم بگذار....
و به یاد روزهای اول اشنایی مان دوباره ...ببار ...
این بار می خواهم جور دیگری اشکهایت را پاک کنم..!
سرت را بر روی شانه هایم بگذار ...و ارام در گوشم زمزمه کن ...
باور کن به درد دلهایت گوش خواهم کرد...
می دانی اگر هنوز هم دلی برایت مانده باشد
وقتی دست نوشته هایم را می خوانی ....
اشک از چشمان سرازیر می شود....
پس برای اخرین بار هم گریه کن....
چون این درد دلی بود که در اوج بی کسی .....
من نیز با چشمانی خیس برایت نوشتم.....


 

كاش ميشد هيچ کس تنها نبود

کاش ميشد ديدنت رويا نبود


گفته بودي با تو مي مانم ولي


رفتي و گفتي که اينجا جا نبود


ساليان سال تنها مانده ام


شايد اين رفتن سزاي من نبود


من دعا کردم براي بازگشت


دست هاي تو ولي بالا نبود


باز هم گفتي که فردا ميرسي


کاش روز ديدنت فردا نبود

 


 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
 
 

من از یک شکست عاشقانه می آیم 

 بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند.

 شکست نه برای پنهان کردن است و نه بهانۀ پنهان شدن.

 می گویند از صبح بنویس و از آفتاب 

 من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت باران پنجرۀ چشمانم را شسته است.

همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال

 اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم.

 بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز 

 که حضورش تنها معجزۀ لحظه های تنهایی من است

 قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهدۀ داشتنش برآید. سقف اعتماد

 تعمیری ست و مدام چکه می کند

 آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او که باید پر باشد خالی ست

 نمی توانم باورش کنم

نه رفتنش را و نه ماندنش را.

مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند.

 این دل دیوانه همیشه یک پادشاه مغرور حقیقی داشته است 

 اگر ترانه ها ثمرۀ تخیل بود به جنون نمی رسید

اعتراضی نیست کسی که به او نمی رسد به جنون رسیده از او راضی ست.

خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد .

 اما همیشه حق با برنده ها نیست 

 می شود در عین بازنده بودن سربلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد.

قرار بود حقیقت را بگویم

 سخت است 

 بی علاج است 

 دانستنش آدم را کم کم می کشد 

 گریه ی شبانه می آورد 

 اما همین است

خبر کاملاً ناگوار و واقعی ست 

 اون یکی رو جز من داشت

 سکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی برباد رفته ام آبرومندانه باشد

 گریه می کنم با شکوه، مثل اقیانوس ، بلند مثل اورست

او نمی شنود ونمی داند که ماه

 خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست.

 یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است :

 چی کار کرد این دل سادم که از چشم تو افتادم

 
 
 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
  با سلام به خدمت همه دوستان عزیزی که به وبلاگ من حقیر سری میکوبن .

این بار امدم تا فقط از اون دسته دوستای مهربون که همیشه منتظر اپ کردن من هستم معذرت خواهی کنم چون به پایان ترم رسیدیم و پروژه های دانشگاهی حسابی دهن سرویس میکنن .

برام دعا کنید که به شدت محتاج دعاتون هستم.

ان شا ... بعد از ۳/۱۰ با کلی مطلب جدید در خدمتتون هستم  و اون دسته از دوستای نازنین که تمایل به تبادل لینک داشتن رو لینک میکنم .

البته توی این مدت سعی میکنم تا وقتی پیش امد مطلبی بذارم .

دوستتون دارم و باز هم میگم ببخشید.

تا بعد .

فعلا این گل خدمت شما عزیزان.

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
 

گفتی میری اما میای

اما نیست از تو خبری

چشمام موندن به جاده ها

اما نیست از تو اثری

ستاره های اسمون

هر شب سراغ من میان

میگن میپوسی اخرش

بس کن دیگه این انتظار

اما ستاره های شب

خبر ندارن از دلم

از دل در به در شده

از دل بیقرار من

تو خود بگو ای عشق من

من کی کنم بس انتظار

کی میرسه پیغام تو

به چشمهای مونده به راه

من حاضرم پوسیده شم

از غم انتظار تو

چون انتظار دیدنت

قشنگترین تلخی هاست

چشم انتظارت میمونم

حتی اگر بیخوای نیای

حتی اگر پوسیده شم

تو جاده های انتظار

 

 


 

دفتر عشـــق که بسته شـد
        دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
   خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ

 


نامه رسان خبر داد کز یار نامه دارم

زان ساقی محبت جامی حواله دارم

از شهر عاشقان و از کوچه محبت

بهرم پیام داده آن مهربان نگارم

زهر جدایش را دیریست سر کشیدم

بهر زیارت او من چشم انتظارم

ناباورانه ماندم در این دیار غربت

اما برای رفتن هر لحظه بیقرارم

یارا قسم به عشق و بر هر چه پاک باشد

مهرت برون نگردد از قلب دردبارم

نامت به روی لبها جاریست در شب و روز

همراه نازنینم امید روزگارم

 

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
  برای تنوع در وبلاگ :

این بار یک سری عکس نقاشی کلاسیک برای دوستداران نقاشی گذاشتم.

در ادامه مطلب میتوانید تعداد زیاذی از این عکسها رو  ببینید.

امیدوارم لذت کافی رو ببرید و نظر هم فراموش نکنید.

به دلیل پایین بودن سرعت اینترنت در ایران مجبور شدم عکسها را به صورت کوچک نمایش بدم که در

صورت تمایل با ذخیره کردن انها را با سایز واقعی مشاهده میکنید. البته عکسها واقعا زیبا میباشند که

ارزش گرفتن رو دارن.

 

 

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم ادامه مطلب ... | 
 
 
 
كاشكی يه روز با همديگه سوار قايق مي شديم
دور از نگاه ادما هر دومون عاشق مي شديم
كاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا مي گرفت
 گلاي سرخ دلمون كاش بوي دريا مي گرفت
كاش تو هواي عاشقي ليلي و مجنون مي شديم
باد كه تو دريا مي وزيد ما هم پريشون مي شديم
كاش كه يه ماهي قشنگ براي ما فال ميگرفت
برامون از فرشته ها امانتي بال مي گرفت
با بال اون فرشته ها تو آسمون پر مي زديم
به شهر بي ستاره ها به آرومي سر مي زديم
شب كه مي شد امانت فرشته ها رو مي داديم
مامونو مي بستيم و به ياد هم مي افتاديم
كاشكی تو درياي قشنگ خواب شقايق مي ديديم
خواب دو تا مسافر و عشق و يه قاشق مي ديدم
كاشكی مي شد که نيمه شب با همديگه دعا كنيم
خداي آسمونا رو با يك زبون صدا كنيم
بگيم خداي مهربون ما رو ز هم جدا نكن
هرگز به عشق ديگري ما رو مبتلا نكن
كاش مقصد قايق ما يه جاي دور و ساده بود
كه عكس ماه مهربون رو پنجره اش افتاده بود
كاش اونجا هيچ كسي نبود
يه وقتي با تو دوست بشه
تو نازنين من بودي مثل حالا تا هميشه
كاشكی به جز من هيچ كسي اين قدر زياد دوست نداشت
يا كه دلت عشق منو اول عشقاش مي گذاشت
كاش به پرنده بودي و من واسه تودونه بودم
شك ندارم اون موقع هم اين جوري ديوونه بودم
كاش تو ضريح عشق تو يه روز كبوتر مي شدم
يه بار نگاه مي كردي و اون موقع پر پر مي شدم
كاش گره دستامونو اين سرنوشت وا نمي كرد
كاش هيچ كدوم از ما دو تا هيچ دوستي پيدا نمي كرد
كاش كه مي شد جدايي رو يه جايي پنهون بكنيم
خاراي زرد غصه رو از ريشه ويرون بكنيم
كاش كه با هم يه جا بريم كه آدماش آبي باشن
شباش مثه تو قصه ها زلال و مهتابي باشن
كاشكی يه روز من و تو رو تو دريا تنها بذارن
تو قايق آرزوها يه روز مارو جا بذارن
اون وقت با لطف ماهيا دريا رو جارو بزنيم
بسوي شهر آرزو بريم و پارو بزنيم
بريم يه جا كه آدماش بر سر هم داد نزنن
به خاطر يه بادبادك بچه ها فرياد نزنن
بريم يه جا كه دلها رو با يك اشاره نشكنن
بچه ها توي بازيشون به قمريا سنگ نزنن
جايي كه ما بايد بريم پشت در زندگيه
عادت مردمش فقط عشقه و آشفتگيه
چشمامونو مي بنديم و با هم ديگه مي ريم سفر
يادت باشه اينجا هوا غرق يه دلواپسيه
اما از اينجا كه بريم فقط گل اطلسيه
ترو خدا منو بدون شريك شادي و غمت
مثل هميشه عاشقت مثل گذشته مريمت
 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
  بذار يواش شروع كنم سلام گلم . همنفسم

آرزوهام راضي شدن ديگه بهت نمي رسم

گفتم چيا گفتي بهم؟ گفتي كه آينده داري

دنيا همش عاشقي نيست گريه داري. خنده داري

گفتم كه گفتي من باشم به لحظه هات نمي رسي

به قول دل شايد دلت گرو باشه پيش كسي

خلاصه گفتم كه چشات قصدرسيدن نداره

روياها كاله و دسات خيال چيدن نداره

گفتم كه گفتي زندگيت غصه داره . سفر داره

هم واسه من. هم واسه تو. با هم بودن خطر داره

گفتم تو گفتي روياها مال شباي شاعراست

شهامتو كسي داره كه شاعر مسافراست

مسافرا اون آدمان كه با حقيقت مي مونن

تلخياشو خوب مي چشن . غصه هاشو خوب مي دونن

گفتم فقط مي خواي واست يه حس محترم باشم

عاشقيمو قايم كنم تو طالع تو كم باشم

گفتم كه گفتي ما دوتا به درد هم نمي خوريم

ولي يه جا مثل هميم. هر دو مون از غصه پريم

گفتم تو گفتي مي تونيم يادي كنيم از همديگه

اما كسي به اون يكي ليلي و مجنون نمي گه

گفتم تو گفتي سهممون از زندگي جداجداست

حرف تو رو چشم منه ..اما اينام دست خداست

هر چي كه تو گفته بودي گفتم به دل بي كم و بيش

حال خودم؟ نه راه پس مونده برام . نه راه پيش

دلم كه حرفاتو شنيد . اول كه باورش نشد

ولي نه. بهتره بگم .نفهميدش . سرش نشد

يه جوري مات و غمزده فقط به دورا خيره شد

رنگ از رخش . نه نپريد . شكست و مرد و تيره شد

بلور روياهام ولي . چكيد مثله خواب تگرگ

آرزوهام از هم پاشيد . رسيد ته كوچه مرگ

راستش ازم چيزي نموند . به جز همين جسم ظريف

خوب مي دوني چي ميكشه غريب تو خونه حريف

نگي چرا نوشته هام لطيف و عاشقونه نيست

روياو آرزو كه هيچ . حتي دل ديونه نيست

دوست دارم . چه توي خواب . چه توي مرگ و بيداري

فداي يه تار موهات . كه منو دوستم نداري

مواظب آدما باش . زندگي گرگه مهربون

خداي روياي منم . هنوز بزرگه مهربون
 
 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
   

در ادامه مطلب عکسهای زیبا تری هست /یه سری بزنید.

 

 

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم ادامه مطلب ... | 
 
 
 

www.3jokes.com - Nice Pictures!

باور کنم يا نکنم تباهه زندگيم تباه

 

رنگ چشاي خودمه مشکي ترين رنگ سياه


آرزوها م خاکي شدن خودم شبيه مردها


امروز و فردا س که برم اون بالا پيش خدا


اين شعر من براي تو فقط تويي يه مهربون


پنج شنبه ها يادت نره يه فاتحه برام بخون


من چه بخوام و چه نخوام به انتها رسيدنو


دارم با چشمام مي بينم جدا شدن از دل تو


پنج شنبه ها دم غروب کنار پنجره بنشين


ترانه مو زمزمه کن توي دلت اي نا زنين


رفقيق لحظه هاي غم تو يادي از من مي کني ؟


سردي خاک گورمو با شمع روشن مي کني ؟


تلخ ولي حقيقته من به تمام مي رسم


به انتها ي بودن و ختم کلام مي رسم


يادت نره پنج شنبه ها وقت غروب غربتم


بياي کنار قبرمن بازم بشي هم صحبتم


مثل يه شمع نيمه جون آهسته خاموشم نکن


سفارشم يادت نره هرگز فراموشم نکن

 

www.3jokes.com - Nice Pictures!

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
 
با تو کوچه های بن بست میرسن به کهکشونا!
با تو بیراهه یه راهه به نشون بی نشونا...!!
اونا که از تو نشونی روی پیشونی ندارن
داغشون رو دلشونه خم به ابرو نمیارن!؟

نقاشي تو را مي کشم ولي به جاي رنگ قرمز به قلب فلزي ات ضد زنگ مي زنم ! تا از آسيب اشک هايم در امان باشد!!!
 
 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
 

 

Click for Full Size View

تا نقش زمين بود و زمان بود ، علي بود
شاهي كه ولي بود و وصي بود ، علي بود

سلطان سخاو كرم و وجود ، علي بود
هم آدم هم شيث و هم ايوب وهم ادريس
هم يوسف و هم يونس و هم هود ، علي بود
هم موسي و هم عيسي و هم حضر و هم الياس
هم صالح پيغمبر و داود ، علي بود
مسجود ملايك كه شد آدم ز علي شد
آدم چو يكي قبله و مسجود ، علي بود
آن عارف سجاد كه خاك درش از قدر
بر كنگره عرش بيفزود ، علي بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم عابد و هم معبد و معبود ، علي بود
آن لحمك لحمي بشنو تا كه بداني
آن يار كه او نفس نبي بود ، علي بود
موسي و عصا و يد بيضا و نبوت
در مصر به فرعون كه بنمود ، علي بود
چندان كه در آفاق نظر كردم ديدم
از روي يقين در همه موجود، علي بود
خاتم كه در انگشت سليمان نبي بود
آن نو خدايي كه بر او بود ، علي بود
آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج
با احمد مختار يكي بود ، علي بود
آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن
كردش صفت عصمت و بستود ، علي بود
اين كفر نباشد ، سخن كفر نه اينست
تا هست علي باشد و تا بود ، علي بود
آن قلعه گشايي كه در حلقه خيبر
بركند به يك حمله و بگشود ، علي بود
آن گرد سرافراز كه اندر ره اسلام
تا كار نشد راست نياسود ،علي بود
آن شير دلاور كه براي طمع نفس
بر خوان جهان پنجه نيالود، علي بود
سر دو جهان جمله ز پنهان و زپيدا
شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود.

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
 

عشق شیرینش مرا فرهاد کرد

او بیامد مرغ دل را از قفس آزاد کرد

او بشد  لیلا و ما مجنون او

 روی ماه اوقلب ویران مرا آباد کرد

نام شیرینش تمام تلخی عمرم زدود

قبل از او دنیا برایم اینچنین زیبا نبود

بعد از او هم زندگی هست

بعد از او هم زندگی هست ولیکن تلخ تلخ

بعد از او این زندگی دیگر چه سود؟؟؟؟؟

عشق یعنی چی:عشق یعنی همیشه فکرش باشی..عشق یعنی راهی بی انتها ... عشق یعنی بی راهه بی نشونه.. عشق یعنی مرگ در زندگی...عشق یعنی پایان وقت  و شروع زندگی..عشق یعنی موقع قرار یک عمر منتظر میمونی اما میبینی فقط یک دقیقه گذشته....عشق یعنی گریه برای دلت....و عشق ..عشق..عشق..یعنی بزرگترین زندگی... گریه کنیو خدارو شکر کنی که عاشقی...میدونیی خوبی قدم زدن زیر بارون چیه؟این که هیچکس اشکاتو نمیبینه

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
 
بيا دنيا رو قسمت کنيم .
 آسمون واسه تو   آبراش واسه من .
 دريا واسه تو   موجاش واسه من .
 خورشيد واسه تو ماه واسه من .
 اصلا دنيا واسه تو تو واسه من.
 
 
فراموش کن چيزي را که نمي تواني بدست آوري
و بدست بياور چيزي را که نمي تواني فراموش کني
 
 
يادت باشه دنيا گرده        
 هروقت احساس کردي به آخر رسيدي
 شايد در نقطه شروع باش  
 
شايد تو آسمونو دوست نداشته باشي
 ولي يك نفر هست كه تو رو قد يه آسمون دوست داره
 
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.
از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد
از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.
از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است
از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است
از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد
از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پايان ندارد
 
 
اولين باري كه با تو حرف زدم
از ديدار با تو مي ترسيدم
اولين باري كه ديدمت
از در آغوش گرفتنت مي تر سيدم
اولين باري كه تو را در آغوش گرفتم
ازين كه عاشقت شوم مي ترسيدم
الان كه عاشقتم
از اين كه از دستت بدم مي ترسم
 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
 

 برای باقی عکسها به ادامه مطلب بروید

 

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم ادامه مطلب ... | 
 
 
 

Image hosting by TinyPic

در حسرت دبدار تو آواره ترینم

هرچند که تا منزل تو فاصله ای نیست

در حلقه  ی چشمان سیاه تو اسیرم

جز روی تو در قاب دلم منظره ای نیست 

تا گشودم چشم در دنیا ندیدم جز به غم

کاش تقدیرم نمی راندم ز دنیای عدم

***

این سرا چون برکه ای ماند میان یک کویر

برکه را کافی است مخلوقات بی نطق و صغیر

***

گو مگر مرغی بهشتی من نبودم پس چرا

گشته ام گمگشته در این برکه ی ماتم سرا

***

حال اگر این برکه را تقدیر منزلگه نمود

این همه رنج و عذاب و درد بی درمان چه بود

***

من امیدم هست روزی می گشایم بال و پر

دور می گردم ز دنیا دور و دور و دورتر

***

برکه ارزانی آن چسبندگان بر آب و گل

می روم در جمع مرغان تا نباشم من خجل

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
  برای دیدن باقی عکسهای زیبای عاشقانه به ادامه مطلب یه سری بزینید(پشیمون نمیشی قول میدم)

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم ادامه مطلب ... | 
 
 
 

حال من بد نيست غم كم ميخورم

كم كه نه هرروز كم كم ميخورم

آب ميخواهم سرابم ميدهند

عشق مي ورزم عذابم ميدهند

 خود نميدانم كجا رفتم به خواب

 ازچه بيدارم نكردي آفتاب ؟

خنجري برقلب بيمارم زدند

بي گناهي بودم و دارم زدند

 دشنه اي نامرد برپشتم نشست

 ازغم نامردمي پشتم شكست

بس كن اي دل نابساماني بس است

كافرم ! ديگر مسلماني بس است

تو کجایی تا ببینی لحظه هام بی تومیمیرن

نم نم چشمام چه ساده بارونو از سر میگیرن

 

کوله بارم خستگی بود اینو تو خوب میدونستی

گفتی تا ابد میمونی اما افسوس نتونستی

 

به خدا داشتم میرفتم خیلی پیش از رفتن تو

تو بودی گفتی بمونم توی قاب هوس تو

 

حالا حتی یاد مهرت زده قلبمو شکسته

عشق به اون روزهای رفته پر پروازمو بسته

 

کاشکی چشماتو نداشتم هرم داغ دستای تو

دل من تنها میمونه بی عبور نفس تو

 

من چه ساده چه خیالی دلمو بهت سپردم

میدونستی نمیمونی پس چرا خواستی بمونم؟

 

چرا اشکامو ندیدی ندیدی دارم میمیرم

مگه تو نگفته بودی من دوباره جون بگیرم ؟

 

دیگه تو نیستی ببینی غم واسم شده عبادت

میدونم بی تو میمیرم اما خوب سفر سلامت

 

نفسم بی تو میگیره من بازم تنها میمونم

اما برنگرد دوباره نمیخوام با تو بمونم


 

نه تنها من تو هم دنیای دردی

مخواه از من گناهت را ببخشم

تو می دانی که با این دل چه کردی

برو نامهربان بیگانه با من

تو هر لحظه به رنگی در می آیی

رها کن این دل دیوانه ام را

برو سیرم از این دیر آشنایی

وفا کردم،خطا کردم

نمان دیگر کنارم

مکن افسون ،دلم پر خون

تو را باور ندارم

می آیی در کنارم می نشینی

ز عشقت قصه می گویی کنارم

دلم با اون نگاهت در نگاهم

به تو گویم رهایم کن رهایم

به سر آهنگ رفتن داری آنگه

به روی قلب من پا می گذاری

تو می گفتی که می مانی دریغا

مرا تنهای تنها می گذاری

وفا کردم ، خطا کردم

           مکن افسون ،دلم پر خون          

   تورا باور ندارم     

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
 

هيچ کدوممون نمي تونيم به دلمون ياد بديم که هيچ وقت نشکنه !

 ولي حداقل مي تونيم بهش ياد بديم که وقتي شکست

 لبه ي تيزش دست اوني رو که شکستتش رو نبره.

 وقتی دهکده ای می سوزدهمه دودش را می بینند

اماوقتی قلبی می سوزد کسی حتی شعله اش را نمی بیند .

 

گر نيايي تا قيامت انتظارت مي كشم

منت عشق از نگاه پر شرارت مي كشم

نازچندين ساله از چشم زیبایت مي كشم

 تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي كشم.

 

آموختم که گاهی اوقات همه ی اون چیزی که انسان نیاز دارد ،

 دستی برای گرفتن و قلبی برای درک شدن است .

 

 

يك شب از من پرسيدي مرا دوست داري يا زندگي ات را؟

 گفتم زندگي ام را ! قهر كردي ورفتي ولي ندانستي تو تمام زندگي ام هستي.

   

وقتی گفتم دوستت دارم

گفتی چی ...؟ بلند تر ... نمی شنوم .

حالا که میگم ازت متنفرم

میگی خب بابا . حالا چرا داد می زنی ؟

 

اگه می تونستم توی دنیا یه چیز دیگه باشم می خواستم اشک تو باشم

 که تو چشمات متولد بشم روی گونه هات زندگی کنم و روی لبانت بمیرم

  همیشه فکر کن توی یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی

پس تا می توانی به طرف کسی سنگ پرتاب نکن چون اولین چیزی که می شکنه دنیای خودته .

  

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
  عشق يعني مستي و ديوانگي                                                

                        عشق يعني با جهان بيگانگي 

                                         عشق يعني شب نخفتن تا سحر 
          
                                                        عشق يعني سجده ها با چشم تر 
          
                                                                       عشق يعني در جهان رسوا شدن 
 
                                                      عشق يعني اشك حسرت ريختن 

                                                                                      عشق يعني لحظه هاي التهاب 
         
                                                                    عشق يعني لحظه هاي ناب ناب 

                                      عشق يعني ديده بر در دوختن

                                           عشق يعني در فراقش سوختن

                             عشق يعني سروراي آويختن 

                 عشق يعني زندگي را باختن

  عشق يعني عطر گلهاي سفيد


آیا صداي قدمهايم را نمي شنوي که چگونه به دنبالت مي آيند؟...چشمهايم را نميبيني که چگونه از فراقت اشک ميريزند؟...صدايت ميکنم اما...حتي بر نميگردي ببيني من کيستم ، ...آري همانم که دلش را به نيم نگاهت فروخت!!!
اما افسوس... تو نه ميبيني ، نه ميشنوي و نه احساس ميکني...

 


دختري از پسري پرسيد : آيا من نيز چون ماه زيبايم ؟

پسر گفت : نه ، نيستي

دختر با نگاهي مضطرب پرسيد : آيا حاضري تکه اي از قلبت را تا ابد به من بدهي ؟

پسر خنديد و گفت : نه ، نميدهم

دختر با گريه پرسيد : آيا در هنگام جدايي گريه خواهي کرد ؟

پسر دوباره گفت : نه ، نميکنم

دختر با دلي شکسته از جا بلند شد در حالي که قطره هاي الماس اشک چشمانش را نوازش

ميکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خيره شد و گفت :

تو به انداره ي ماه زيبا نيستي بلکه بسيار زيباتر از آن هستي

من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه اي کوچک از آن را

و اگر از من جدا شوي من گريه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد

 
 
   |    نوشته شده توسط صالح تقوی مقدم
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور